ابراهيم عاملي ( موثق )
519
تفسير عاملي ( فارسي )
« وَتَرَى الأَرْضَ بارِزَةً » 47 طبرى : يعنى در آن روز همه ى زمين را نمودار ميبينى چون كوه و درختى جلوگير نيست ، و بعضى گفتهاند : يعنى آنچه در دل زمين هست آن روز همه را بيرون آمده و نمودار مىبينى . عُرِضُوا عَلى رَبِّكَ صَفًّا « 48 تبيان : يعنى آن روز صف بصف و به صورت چند رده نمودار ميشوند يا بمعنى يك صف است كه همگى در حضور هستند مثل اينكه در يك صف ايستادهاند يا آنها را در يك صف باز ميدارند و بمعرض حساب ميآيند . قَدْ جِئْتُمُونا كَما خَلَقْناكُمْ « 48 ابو الفتوح : يعنى باز هم زنده و حاضر شديد و ترديد در زندگى بعد از مرگ باقى نماند و معنى ديگر اين است كه مثل روز اوّل برهنه و دست خالى حاضر شديد . « لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً » 49 ابو الفتوح : سعيد بن جبير گفت صغيرة با غير مشروع چشمك زدن و اشاره كردن و دست بر بدن او ماليدن است و كبيره عمل جنسى با او است ، و در نظر ما صغيره و كبيره اضافى و نسبى است و هر گناه نسبت به مهمتر كه عذابش بيشتر است صغيره است و نسبت بصغيرتر كه عذابش كمتر است ، كبيره است . « إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ » 50 طبرى : بعضى گفتهاند : يعنى از آن دسته ملائكه بود كه نام آنها جنّ است ، و بعضى گفتهاند : چون از نظر بنى آدم پنهان است جنّ ناميده شده است كه از « جن » بر وزن فعل گرفته شده بمعنى پوشيدن . مجمع : آنها كه گفتهاند : ابليس ملك نبود به اين آيه استدلال كردهاند چون جن موجودى است نه آدمى نه فرشته . [ « أفَتَتَّخِذُونَه وَذُرِّيَّتَه أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي » 50 ابو الفتوح : مجالد روايت كرد از شعبى كه گفت : روزى حمالى با كوله بارش بيامد و آن را بر زمين نهاد و گفت : شعبى آيا ابليس را زن بود گفتم بعروسيش حاضر نبودم دگر باره اين آيه بيادم آمد دانستم كه فرزند بىزن نباشد گفتيم بلى زن بود او را و فرزندان « 1 » ] .
--> ( 1 ) ذريّه داشتن شيطان يا ابليس مستلزم زن داشتن نيست چون معلوم نيست توالد و تناسلى مانند بنى آدم داشته باشند و قياس آنها و همچنين فرشتگان با آدميزاد قياس صحيح نيست و خداوند هر نوع مخلوقيرا با شرائط خاصّى ميآفريند مثلا در حديث معراج است كه فرشتهء در آب فرو ميرود و برميآيد و از قطرات آبى كه ازو چكيده مىشود خداوند فرشتگانى ميآفريند يا مثلا ابليس پاى بهم ميسايد و شياطين خلق ميشوند چه اين اخبار صحيح است يا نه على اى حال قياس شياطين با بنى آدم قياس مع الفارق است ( مصحّح ) .